الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
146
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
در مجلس شما حضور يابم و عقيده و خير خواهى خود را از شما دريغ ندارم گفتند بسيار خوب داخل شو ! او هم همراه آنها به دار الندوة وارد شد . يكى از حاضران رو به جمعيت كرد و گفت در باره اين مرد ( اشاره به پيامبر اسلام ) بايد فكرى كنيد ، زيرا به خدا سوگند بيم آن مىرود كه بر شما پيروز گردد ( و آئين و عظمت شما را در هم پيچد ) . يكى پيشنهاد كرد او را « حبس » كنيد تا در زندان جان بدهد . . . پير مرد نجدى اين نظر را رد كرد و گفت بيم آن مىرود كه طرفدارانش بريزند و در يك فرصت مناسب او را از زندان آزاد كنند و او را از اين سرزمين بيرون ببرند ، بايد فكر اساسىترى كنيد . ديگرى گفت او را از ميان خود بيرون كنيد تا از دست او راحت شويد ، زيرا همين كه از ميان شما بيرون برود هر كار كند ضررى به شما نخواهد زد و سر و كارش با ديگران است . پير مرد نجدى گفت به خدا سوگند اين هم عقيده درستى نيست ، مگر شيرينى گفتار و طلاقت زبان و نفوذ او را در دلها نمىبينيد ، اگر اين كار را انجام دهيد به سراغ ساير عرب مىرود و گرد او را مىگيرند ، سپس با انبوه جمعيت به سراغ شما باز مىگردد و شما را از شهرهاى خود مىراند و بزرگان شما را به قتل مىرساند ! ، جمعيت گفتند به خدا راست مىگويد فكر ديگرى كنيد . « ابو جهل » كه تا آن وقت ساكت بود به سخن در آمد و گفت : من عقيده اى دارم كه غير از آن را صحيح نمىدانم ! گفتند چه عقيده اى ؟ گفت از هر قبيله اى جوانى شجاع و شمشير زن را انتخاب مىكنيم و به دست هر يك شمشير برنده اى مىدهيم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله كنند ، و هنگامى كه به اين صورت او را بقتل برسانيد خونش در همه قبائل پخش مىشود ، و باور نمىكنم طائفه بنى هاشم بتوانند با همه طوائف قريش بجنگند و مسلما در اين صورت به